![]() |
![]() |
|
| نازنین ها از سیاهی تا سفیدی را سفر باید کنید |
|
فرقی نمیكند گودال آبی كوچك باشی يا دريای بيكران ، زلال كه باشی آسمان در توست.
* * * هر گاه فکر کردي گناه کسی آنقدر بزرگ است که نمي توانی او را ببخشی.بدان که آن از کوچکی روح توست نه از بزرگی گناه او.
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه پانزدهم تیر 1385ساعت 14:30 توسط sina |
|
|
عزیزان خودم سلام.
من سینا هستم و از توجه شما ممنون. می خواستم توی این صفحه در باره ی بخش های مختلف این وبلاگ توضیحی بدم. من سعی کردم تا اونجا که ممکنه این وبلاگ رو متنوع طراحی کنم و فکر میکنم تونستم. در این وبلاگ سعی شده مطالب کاملا موضوعی باشن یعنی مطلبی در این وبلاگ نیست که متعلق به مو ضوعی خاصی نباشه. موضوع هایی شامل: ۱)قورباغ را قورت بده: در این بخش مطالبی کوتاه و آموزنده از کتاب قورباغه را قورت بده آورده شده که مربوط به راههای غلبه بر تنبلیه. ۲)وقت گل نی: که فکر میکنم اگه نی گل داد شاید شما برای من مطلب بفرستین. ۳)زندگی یعنی.....: فکر میکنم پر بیننده ترین بخش این وبلاگ باشه البته مطالبی که توی این بخش میان از من نیستن و من اینهارو از خود شما عزیزان میگیرم و در این جا قرار میدم و خواهشم اینه که شما هم مطلب برای این بخش بفرستین. ۴)دفتر های سبز: این بخش بخش مورد علاقه ی خودمه که توضیح کامل شو توی وبلاگ قرار دادم. ۵)شعر های سهراب: در این قسمت قطعه هایی رو از شاعر محبوب خودم سهراب قرار میدم. و ۶)نابغه ی موسیقی سیاوش: فکر کنم توضیحی نمی خواد چون همه اونو مشناسید فقط همینو میگم که هرچی تونستم از سیاوش گیر بیارم تو وبلاگ قرار میدم. سعی من اینه که بتونم وبلاگ رو همیشه به روز نگه دارم و امیدوارم که شما هم به من کمک کنید. به لینک ها هم سری بزنید. خدا نگهدار. |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه سیزدهم تیر 1385ساعت 2:18 توسط sina |
|
|
سیاوش قمیشی 21 خرداد 1324 در شهر اهواز متولد شد. در 10 ماهگی با خانواده به تهران آمد و بزرگ شده ی تهران است. او که مادری پیانیست داشت از کودکی با اصوات زیبای پیانو آشنا شد و همچنان که مادر از معلم خود پیانو یاد می گرفت سیاوش که فرزند کوچک خانواده بود و 6 ساله بود به بازی های کودکانه در کنار پیانوی مادر میپرداخت. او از همان زمان علاقه ی خود به این ساز و نتیجتا موسیقی نشان می داد و طبق گفته گفته ی خودش با آنکه پاهایش به پدالهای پیانو نمی رسید پشت آن می نشست و تمرین موسیقی میکرد. او تا 10 سالگی معلم پیانوی خودش را داشت و پس از آموختن آن در 10 سالگی اولین گیتارش را که در ویترین یک کفاشی بود از خانواده اش هدیه گرفت و با توجه به استعداد ذاتی اش به طور خودآموز نواختن گیتار را فراگرفت . «من کوکهای گیتار را بلد نبودم و با کوک اشتباه گیتار مینواختم و بعدها توسط کسی با کوک صحیح گیتار آشنا شدم» او از 12 سالگی باند موسیقی خود را داشت و درسواحل دریا به اجرای برنامه و خواندن موسیقی روز دنیا می پرداخت پس از مخالفت های پدر او در سن 13 سالگی راه زندگی خویش را انتخاب نمود و به دعوت برادر خود به لندن رفت و پس از پایان رساندن دوره ی دبیرستان در دانشگاهSocial of royal art لندن در رشته های classical jazz و composition و arengment به پایان رساند و در سن 27 سالگی به تهران آمد اما طولی نکشید که به لند بر گشت برای سیاوش که از 13 سالگی در لندن بزرگ شده بود اکنون زندگی در تهران کمی سخت بود اما 3 سال بعد تصمیم گرفت به هر قیمتی که شده در تهران زندگی کند. او به تهران آمد اما بازهم طولی نکشید که انقلاب شد و سیاوش راهی خارج از کشور شد. او اولین آلبوم رسمس خود را در سال 1974 و با نام فرنگیس وارد بازار کرد و پس از آن یک وقفه ی 17 ساله بین خواندن سیاوش به وجود آمد اما در سال 1991 و با به بازار فرستادن آلبوم حکایت سیاوش باز هم وارد موسیقی ایران شد و پس از آن 2 آلبوم سیاوش 13 آلبوم رسمی دیگر نیز وارد بازار کرد که هر یک ازآنها جزء آثار بیاد ماندنی تاریخ موسیقی ایرن هستند. سیاوش که به گفته ی خود از 13 سالگی با موسیقی خویش در دنیا تنها بوده همواره با ملودی های درخشان و فوق العاده ی خود یاور خوانندگان بزرگ موسیقی پاپ بوده و برای تعداد زیادی از خوانندگان موسیقی ایران آهنگسازی کرده است سیاوش آهنگسازی ذاتی است و نغمه های زیبا گویا از وجود او فوران می کند و اکنون اغراق نکرده ایم اگر بگوییم جزء 2 خواننده ی تاریخی و به یاد ماندنی تاریخ ایران و جزو آهنگسازان برتر دنیا به شمار می آید. او از سال 2002 با تجدید در نگاه خو به موسیقی خویش علاوه بر آنکه همان ملودی های درخشان و عالی را می ساخت و همانگونه خوب می خواندتنظیم آهنگ هایش را به دست افراد up date و به روز سپرد و حاصل آن چند برابر شدن طرفداران او بود. سیاوش در عمر هنری خود از هر گونه ابتذال به دور بوده و همواره بهترین کار ها را خلق کرده است سیاوش پس از 28 سال زندگی در لوس آنجلس اکنون در اوج پختگی راهی اروپا شده تا زندگی تازه ای را شروع کند. لقب الماس به این دلیل به او داده شده است که آثار او همواره تک بوده و به شهادت تعداد زیادی از موسیقی دانان ایرانی مانند او دیگر ظهور نخواهد کرد پس با خوشحالی تمام این لقب را به او می دهیم. عمرش طولانی و راهش پر رهرو باد... |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه یازدهم تیر 1385ساعت 4:39 توسط sina |
|
|
می دونی چرا وقتی می خوای يکيو ببوسی چشماتو می بندی ؟ می دونی چرا وقتی که گريه می کنی يا وقتی می خوای بخندی يا وقتی می خوای بری تو رويا چشماتو می بندی ؟ چون قشنگترين چيزای دنيا ديدنی نيستند.
|
|
+ نوشته شده در
شنبه دهم تیر 1385ساعت 3:18 توسط sina |
|
خواستم از سهراب بنویسم تو وبلاگم . زمین و زمونو زیر و رو کردم مطلب پیدا نکردم. شعر <<اهل کاشانم>> یادم اومد.با خودم گفتم ای دل غافل.آب تو کوزه و من در به در دنبال مطلبم. طفلی خودش خودشو معرفی کرده. اهل کاشانم. روزگارم بد نیست. تکه نانی دارم خورده هوشی سر سوزن ذوقی. مادری دارم بهتر از برگ درخت. دوستانی بهتر از آب روان. و خدایی که در این نزدیکی است. * * * من مسلمانم. قبله ام یک گل سرخ. جانمازم چشمه مهرم نور. دشت سجاده ی من. * * * اهل کاشانم. پیشینه ام نقاشی است. گاه گاه قفسی می سازم با رنگ می فروشم به شما تا به آواز شقایق که در آن زندانی است دل تنهایتان تازه شود. چه خیالی ... جه خیالی...می دانم پرده ام بی جان است. خوب میدانم حوض نقاشی من بی ماهی است. * * * اهل کاشانم. نسبم شاید برسد به گیاهی در هند به سفالینه ای از خاک سلیک نسبم شاید به زنی فاحشه در شهر بخارا برسد. * * * 77 سال پیش ، سهراب سپهري در 15 مهر ماه 1307 در كاشان متولد شد. شاعر توانای ایران زمین نخستين مجموعهي شعر خود - مرگ رنگ - را در سال 1330 منتشر كرد و زندگي خوابها، آوار آفتاب، شرق اندوه، صداي پاي آب، مسافر و حجم سبز نيز ديگر آثار اوست كه تا سال 46 به چاپ رسيدند. اين مجموعهها به همراه «ما هيچ، ما نگاه» در سال 56 به صورت يك جا در «هشت كتاب» منتشر شد. اين شاعر و نقاش معاصر اول ارديبهشت ماه سال 1359 به علت سرطان خون در بيمارستان پارس تهران درگذشت. |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه هشتم تیر 1385ساعت 13:48 توسط sina |
|
|
من با عشق آشنا شدم
و چه کسی این چنین آشنا شده است؟... هنگامی که دستم را دراز کردم که دستی نبود. هنگامی که لب به زمزمه گشودم که مخاطبی نداشتم. و هنگامی که تشنه ی آتش شدم که در برابرم دریا بود و دریا و دریا...! دکتر شریعتی |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه چهارم تیر 1385ساعت 3:0 توسط sina |
|
|
برنامه ریزی ,آوردن آینده به زمان حال است تا بتوانید همین الان کاری برای آن انجام دهید.
آلن لاکین
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه چهارم تیر 1385ساعت 2:54 توسط sina |
|
|
پر بودم و سیر بودم و سیراب
و لذتم تنها این که ... آری کارم سخت است و دردم سخت و از هر چه شیرینی و شادی و بازی است محروم اما ... این بس که می فهمم! خوب است... احمق نیستم. دکتر شریعتی |
|
+ نوشته شده در
جمعه دوم تیر 1385ساعت 2:34 توسط sina |
|
دفتر های سبز مجموعه ای از اشعار و نثرهای شاعرانه ی دکتر علی شعریعتی است که از میان اثار گوناگون ایشان جمع اوری گردیده و در اختیار علاقه مندان دکتر قرار گرفته است. سخنان وی همچون فریادی پرطنین,همگانرا از خواب بی خبری بیدار می سازد و همچون نسیمی روح بخش,جان و دل ادمیان را اکنده از طراوت و تازگی می نماید. به قسمت ((دفتر های سبز)) سری بزنید. |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه سی و یکم خرداد 1385ساعت 13:29 توسط sina |
|
|
برای موفقیت یک ویژگی هست که فرد باید آن را داشته باشد و آن مشخص بودن هدف است.
به بیان دیگر فرد باید بداند که چه می خواهد و شدیدا خواستار به دست اوردن آن باشد. (ناپلئون هیل) یک روش عالی برای موفقیت در کار این است:افکارتان را روی کاغذ بیاورید.فقط سه درصد از مردم هدف های مشخص دارندکه آنها را روی کاغذ می آورند. یکی از بدترین راههای استفاده از وقت آن است که کاری را که به هیچ وجه لازم نیست به بهترین وجه انجام دهیم. استفن کاوی می گوید:پیش از آنکه بالا رفتن از نردبان موفقیت را شروع کنید,مطمئن شوید که نردبان را به ساختمان مناسب تکیه داده اید. |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و نهم خرداد 1385ساعت 21:27 توسط sina |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
| نوشته های پیشین |
|
تیر 1385 خرداد 1385 |
| آرشیو موضوعی |
|
قورباغه را قورت بده! وقت گل نی زندگی یعنی..... دفتر های سبز شعر های سهراب نابغه ی موسیقی سیاوش! |
| پیوندها |
|
buZz تنهاترین |
|
RSS
|